مدح و شهادت حضرت سجاد امام زین العابدین علیهالسلام
سجـادۀ سجـاد پـر از اشک روان بود چل سال خودش پای دلش مرثیه خوان بود کابـوس حـرم از جگـرش زخم گرفته چل سال به یاد عـطش غـمزدگان بود بـا یـاد اسـیـران حـرم، آب و غـذایـش چل سال شب و روز فقط آه و فغان بود چل سال دلش تنگ صدای علی اکـبر چل سال وضو ساخت و دلتنگ اذان بود از خاطـر او محْـو نـشـد جـسم بـرادر در سـیـنـۀ آزردۀ او داغ جــوان بــود چشمان ترش زخم شد از اشک سحرها از آن همه گل در نظرش باغ خزان بود موی سرش از گوشۀ گودال سفید است این روضه برای دل او بسکه گِران بود در گوشهای از حجره، به یاد تن عریان یک عمر خودش بود و همین قَدِ کمان بود تا آبِ گوارا به لبش خورد، دلش ریخت لبهای عـلی در نظرش آه، عیان بود در کـربـبـلا قـاتـل او زخـمِ سـنان شـد دروازۀ سـاعـات فقـط زخـم زبان بود |